پست

بید و باد

بید و باد

خلاصه

در یک روستای دور افتاده، معلم مدرسه، پسر بچه‌ای که شیشه‌ای شکسته را از کلاس بیرون می‌کند و به او تأکید می‌کند که تا شیشه‌ای جای آن نگذارد، حق آمدن به کلاس را ندارد

نظر

  • نکات جذاب داستان فیلم بسیار ساده و در عین حال نمادین است: پسربچه‌ای که توپش شیشه‌ی کلاس را می‌شکند، مسئول تعمیر آن می‌شود و باید به تنهایی پول شیشه را تهیه کند، آن را از شیشه‌بُر بخرد و در طوفانی سخت با پای پیاده به مدرسه برساند . جذابیت اصلی، حس ماجراجویی حماسی‌ای است که کیارستمی از یک اتفاق کوچک و روزمره خلق کرده؛ سفر پسرک با موتور همکلاسی‌اش، همراهی پیرمرد شیشه‌بُر، و کشمکش او با باد و بارانی که تهدید می‌کند شیشه را خرد کند . برخی منتقدان غربی این شیشه‌ی شکننده را استعاره‌ای از اوضاع سیاسی و امیدهای نسل جوان ایران دانسته‌اند .

  • نحوه روایت روایت به سبک مینیمالیستی و شبه‌مستند رایج در سینمای کودک‌محور ایرانی (در ادامه‌ی مسیر آثاری مثل «خانه دوست کجاست») پیش می‌رود؛ دیالوگ کم است، بخش زیادی از فیلم بی‌کلام و متکی بر تصویر و حرکت شخصیت اصلی در طبیعت است . داستان از دید و در مقیاس یک کودک روایت می‌شود و بزرگسالان (پدر، معلم) عمداً کم‌رحم یا بی‌تفاوت به نظر می‌رسند تا بار مسئولیت کامل بر دوش پسرک بیفتد . به گفته‌ی برادشا، منطق روایت «رویاگون» و تقریباً شبیه یک تمثیل قرون‌وسطایی است، نه رئالیسم متعارف .

  • فیلم‌برداری فیلم‌برداری در فضای باز کوهستانی و روستایی شمال ایران انجام شده و از نور طبیعی، باران واقعی و طوفان بهره می‌برد که به گفته منتقدان چشم‌اندازهای زیبا و گاه نفس‌گیری خلق می‌کند . طالبی داستان را بیشتر «نقاشی» کرده تا فیلم‌برداری کرده؛ نماهای طولانی از پسرک که شیشه‌ی بزرگ را زیر چانه‌اش گرفته و در برابر باد پیش می‌رود، محور بصری فیلم است . این سبک تصویری شباهت زیادی به مینیاتور ایرانی دارد که با جزئیات ریز، تصویر کلی را می‌سازد .

  • به فکر فرو برد فیلم من را به فکر بی‌رحمی گاه‌به‌گاه نظام آموزشی و بزرگسالان نسبت به کودکان وامی‌دارد؛ اینکه چطور یک اشتباه ساده و بازیگوشانه به یک ماجرای وجودی و آزمون بلوغ تبدیل می‌شود . همچنین این تفسیر که شکنندگی شیشه می‌تواند استعاره‌ای از شکنندگی امید و آزادی در جامعه‌ای با فضای سیاسی و سانسور فزاینده باشد، بسیار قابل تأمل است .

  • یاد گرفتم یاد گرفتم که مسئولیت‌پذیری در برابر اشتباهات خودمان — حتی وقتی هیچ‌کس کمک نمی‌کند — می‌تواند به رشد و بلوغ واقعی منجر شود، همان‌طور که پسرک فیلم بدون شکایت و با پایداری مسیرش را کامل می‌کند. همچنین این فیلم یادآوری خوبی بود که ساده‌ترین داستان‌ها، وقتی با دقت و صداقت روایت شوند، می‌توانند عمیق‌ترین معناها را منتقل کنند؛ نکته‌ای که به‌عنوان کسی که به روایت‌گری و طراحی محتوا علاقه دارم برایم الهام‌بخش است.

  • نکات مثبت
  • داستان ساده اما پرمعنا و جهان‌شمول درباره مسئولیت‌پذیری کودکانه
  • فیلم‌برداری زیبا از طبیعت و مناظر روستایی ایران، همراه با استفاده مؤثر از باد و باران واقعی
  • فیلم‌نامه‌ای از عباس کیارستمی که ساختاری شاعرانه و نمادین به قصه می‌دهد
  • در جشنواره‌ها و نقدهای بین‌المللی (از جمله گاردین و روتن‌تومیتوز با امتیاز خوب) با استقبال مثبت روبرو شده

  • نکات منفی
  • ریتم کند و کم‌دیالوگ که ممکن است برای مخاطبان عادت‌کرده به روایت‌های پرکشش، یکنواخت به نظر برسد
  • بازی بازیگر خردسال نقش اصلی گاه بیش از حد گرفته و بدون تنوع احساسی توصیف شده است
  • منطق روایت برای مخاطب غیرایرانی می‌تواند گیج‌کننده یا دشوار برای درک باشد، طبق نظر برادشا در گاردین
  • داستان نسبتاً کم‌حجم برای یک فیلم بلند، و شباهت زیاد به آثار دیگر سینمای کودک‌محور ایران (به‌ویژه فیلم‌های کیارستمی)

مشخصات

  • کارگردان : Mohammad Ali Talebi
  • ستارگان : Hadi Alipour, Amir Janfada, Majid Alipour
  • امتیاز : 09/10
  • به دیگران توصیه می‌کنم : بله
  • دوباره می‌بینم : بله
  • کشور : Iran

اطلاعات

imdb
RottenTomatoes